تبلیغات

اسلایدر

دختر آذر - Angry Aftab

Angry Aftab

شنبه 12 مرداد 1392 05:33 ب.ظنویسنده : آفتاب

 
من الان خیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی عصبانی هستم،یعنی اینی که گفتم ماله یه لحظه مه...
شما که نمیدونین من با چه مکافاتی پست میذارم،موبایلمو که گرفتن،دور از چشم مامانم لپ تاپو برمیدارم و از ساعت درسام میزنم تا پست بذارم،نتیجه؟! کمتر از 4،5تا کامنت برای هر پست...
من میدونم داستانم قشنگ نیست،میدوونم کشش نداره،ولی خب منم دل دارم دیگه!واسه اینکه بدونم واسه در و دیوار پست نمیذارم یه واکنشی نشون بدید!مثلا بگید چه داستان افتضاحی ولی یه چیزی بگین.
مثلا بعضیا مثل دارک و ارتمیس و ارش دیگه کلا نمیان!
اون 2تا دوست صمیمی هم که داشتم که دیگه تحوبل نمیگیرن...
خلاصه که حس خیلی بدیه

آخرین ویرایش: - -

 
شنبه 18 شهریور 1396 07:16 ق.ظ
What you published made a ton of sense. But, what about
this? what if you were to create a killer headline?
I mean, I don't want to tell you how to run your blog, however what if you added a title to possibly get a person's attention? I mean دختر
آذر - Angry Aftab is kinda vanilla. You should look at Yahoo's
front page and note how they write news titles to grab viewers to open the links.
You might add a related video or a pic or two to grab readers excited about
everything've got to say. Just my opinion, it might make your posts a little livelier.
شنبه 18 شهریور 1396 03:32 ق.ظ
It is the best time to make some plans for the future and it's
time to be happy. I've read this post and if I could I wish
to suggest you few interesting things or advice.

Maybe you can write next articles referring to this article.
I want to read more things about it!
یکشنبه 11 تیر 1396 05:11 ب.ظ
Have you ever thought about creating an e-book or guest authoring on other blogs?

I have a blog centered on the same topics you discuss and would love to have you share some stories/information. I know my viewers would value your work.
If you are even remotely interested, feel free to shoot me an e mail.
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 05:44 ب.ظ
Hey just wanted to give you a brief heads up and let you
know a few of the images aren't loading correctly.

I'm not sure why but I think its a linking issue. I've tried it in two different
web browsers and both show the same results.
جمعه 25 فروردین 1396 04:06 ق.ظ
I don't even understand how I stopped up here, however I
thought this publish was good. I do not recognise who you're however certainly you're going to a famous blogger should you
aren't already. Cheers!
یکشنبه 20 فروردین 1396 04:00 ق.ظ
Hey there just wanted to give you a brief heads up and let you know a few of the images aren't loading correctly.
I'm not sure why but I think its a linking issue. I've tried it in two different internet browsers and both show the same results.
دوشنبه 14 مرداد 1392 04:35 ب.ظ
کی گفته؟؟؟ من که میدونم آخرش مجبور میشم برم خودسوزی کنم!!!
خوب حالا من یه روز خواب بودم نیومدم تو وبت این همه جنجال نداره که... خصوصی حل میکنیم مسئله رو!
سپیده اعتماد به نفس! خخخخ
آفتاب
بابا بی خیال این پست شین اصلا!!!
من با خودم بودم،خوبه؟!!!
دوشنبه 14 مرداد 1392 12:51 ب.ظ
هر چى زود تر اگهـ میشهـ ادامه ى داستانو بذار
من خیلى مشتاق شدم ببینم جین جى كار میكنهـ و شرلوك بهـش چى میگهـ
آفتاب
چشم!
یکشنبه 13 مرداد 1392 09:46 ب.ظ
oh god,really??
(با لحن لستراد بخون!!!!!!!!)
آفتاب
:))))))))))))
یکشنبه 13 مرداد 1392 07:33 ب.ظ
راستی نویسندگیتم بت تبریک میگما.....!میخوای این داستانو بذاری یا داستان جدید میذاری؟
آفتاب
مرسی!
نه یکی دیگه میذارم.فعلا که به هیچی دسترسی ندارم!
یکشنبه 13 مرداد 1392 07:31 ب.ظ
خخخخخخخخخخخخخخ.....!!!!!!!!!!
مرسییییییییییییییییییییی!!!!
یه بار من اومدم تو هم بودی!نه بابا!آره...؟؟
آفتاب
آررررررره!!(با لحن بهنام تشکر تو دودکش بخون!!!)
یکشنبه 13 مرداد 1392 07:29 ب.ظ
من داستان میخوام.....دیوار من!!!!
آفتاب
من دیوارم؟!!!
چشم مینویسم.امشب یه عالمه مهمون داریم شاید نشه ولی احتمال 99.9999%همین امشب مینویسم
یکشنبه 13 مرداد 1392 07:10 ب.ظ
راس میگم خو....!!!
حالا من شدم پنجره؟؟؟دمت گرم....دمت گرم!
آفتاب
من خودمم نه پنجره!!!!!!!!!
یکشنبه 13 مرداد 1392 06:22 ب.ظ
:(((((((((((((((((((((
باز من جن شدم تو بسم الله!
آفتاب
این چه حرفیه؟؟؟؟!!!!!
:)
یکشنبه 13 مرداد 1392 06:18 ب.ظ
ا....اومدی؟؟نه بابا!
یکشنبه 13 مرداد 1392 05:26 ب.ظ
اینجا تنها من آن میباشم!!تک چراغی روشن است!
یکشنبه 13 مرداد 1392 03:53 ب.ظ
بله.. تازشم منم اومدم نیستی
آفتاب
:))))))
یکشنبه 13 مرداد 1392 02:29 ب.ظ
نگا من اینجام و تو نیستی......!!!!!دروغ تو روز روشن گفته بودیا!بعدشم گفته بودی بدونم واسه در و دیوار پست نمیذارم.......دستت درد نکنه دیگه......یعنی من و چن نفر دیگه جز در و دیواریم؟؟؟؟!!حالا من درم یا دیوار؟؟!پنجره بهتره ها!!!بیشتر دوسش دارم!
آفتاب
پنجره!!!
یکشنبه 13 مرداد 1392 01:44 ب.ظ
من همیشهـ داستاناتو میخونم و خیلى دنبال میكنم چون گفتى از این بهـ بعد سعى میكنم برات نظر بدم
آفتاب
:)
یکشنبه 13 مرداد 1392 12:26 ب.ظ
یکشنبه 13 مرداد 1392 11:33 ق.ظ
دعوت نامه رو فرستادم...تایید بزن روش تا بعدن بیام ببینم باید چی کار کنم....خانم بد اخلاق و عصبانی....این قدر جوش نزن....سکته میکنی میفتی رو دستمون هت
آفتاب
تو هم انقدر بداخلاق نباش دارکی خانوم!
شنبه 12 مرداد 1392 10:51 ب.ظ
اگه منظورت با منم بود ، باید بگم که ... اهم اهم ...
اوا خب من که گفتم نتم شارژ نداره :)))))
الآن تازه شارژش کردم ، فردا هم دوباره نیستم ! خخخخخخخخخخخخ !

هر چند که توی وبت نیستیم ، ولی همیشه به یادتون هستیم خوشگل خانوم ! :)
آفتاب
شما یه چند وقتیه که کلا نیستی...
:,((((((((((((((
شنبه 12 مرداد 1392 10:42 ب.ظ
ما که همش اینجاییم...تازه شم من خیییییییللللللیییی با داستانت حال میکنم.......شما ما رو قابل نمیدونید
الهام هم که راست میگه بیچاره همش اینجاست.......یه چیزیو از من بشنو...فکر کنم البته ها
ولی
همون دوست داشتن و احساس و صمیمیتی که بین من و اسما هست و مت نسبت به اسما دارم........الهام هم به تو داره.......
آفتاب
با قسمت دوم حرفات موافقم!!
الهام جونی خیلی لطف داره
شنبه 12 مرداد 1392 10:17 ب.ظ
عصبانی هستی.....بت حق میدم ولی من حقم نیست.
آفتاب
چی میگی برا خودت دختر؟!!!!
شنبه 12 مرداد 1392 10:10 ب.ظ
مال منو جواب ندادی.....ندادی.....ندادی.....اصن من باهات قهرم...من هر روز کلی با امید بودنت میام تو وب بعد تو نیستی و حالا میگی من تحویلت نمیگیرم.......بعدم جواب نمیدی.....من قهـــــــــــرم.
آفتاب
د!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
من که جوابتو دادم الهام! :0
شنبه 12 مرداد 1392 09:10 ب.ظ
مطمئن باش اونام در اولین فرصت میان
دیگه ...
ببین ما میایم
حالا بخند ((:دنیا دوروزه((: ببین چه گل خوشملیه به به

آفتاب
:)
چه گل خوشبویی!!
مغسی بوکو!
شنبه 12 مرداد 1392 07:06 ب.ظ
من.....غلط کنم تحویلت نگیرم.....تو دیگه مثه سابق منو تحویل نمگیری......به خاطر درساته یا چی نمدونم....به هر حال من مشکلی ندارم.......لابد دوسم نداری دیگه.......بابا من که همش اینجام!!!!!(حالا خوبه دوس صمیمی من نباشم ضایع شم!!ای قیافه ام دیدنی میشه!!!!)دیگه نبینم از این حرفا بزنیا......به جز تو همه میدونن واست این......اوا منظورم اینه که به جز تو همه میدونن من همش میام اینجا ولی نومیدانه نمی یابمت!!
آفتاب
:)
اره منظورم خودت بودی!!!!!!
شنبه 12 مرداد 1392 05:50 ب.ظ
داستانات خیلیم خوبه
آفتاب
:)
میسی!
شنبه 12 مرداد 1392 05:49 ب.ظ
آفتاب جون من توی وبم معما گذاشتم بیا حلش کن!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

 

کد آهنگ