تبلیغات

اسلایدر

دختر آذر - دختری بدون کفش های کتانی!

دختری بدون کفش های کتانی!

دوشنبه 7 مرداد 1392 08:08 ب.ظنویسنده : آفتاب

 
اول عذرخواهی میکنم به خاطر دیشب،ببخشید تو رو خدا،ترسوندمتون،ولی یه وقتایی انقدر به آدم فشار میاد که میزنه به سرش!!!انقدری که من دیشب وسط مهمونی فقط به یه راه واسه مردن فکر میکردم که مرگ مغزی شمو اعضامو اهدا کنن!ناراحت بودم دیگه....

دیشب دعوت بودیم خونه ی یکی یکدانه عمه م،یه مجتمع خــــــــــــعلی شیک تو خیابان پاسداران،خـــــــــــــــــیلی مهمون زیاد بود،جا کفشی پر بود،منم کفشامو خیلی شیک و مرتب گذاشتم گوشه ی جاکفشی بیرون در که یه وقت خدای نکرده منظره زشتی به پاگرد آپارتمان نده!
رفتیم داخل و افطاری خوردیمو من تمام مدت تو لک بودم،بعد اومدم نت با شما ها بحرفم،ساعت 12 و اینا دیگه پا شدیم بیایم،در رو باز کردیم و.........کفش های من نبود!!!
یه چند دقیقه ای همه شوک شدیم،فکر کردم یکیلوس شده میخواد بام شوخی کنه،نیم ساعتی طول کشید تا فهمیدیدم جدی جدی کفشامو بردن
یه جفت کفش کتونی صورتی 361 درجه مـــــــــــــــــــــــــاه،که خدا تومن پولشو داده بودم!!



الهی بمیرم برات که انقدر خوشگل بودی!!

هیچی دیگه.....موندم پا برهنه جلو اونــــــــــــــــهمه مهمون غریبه که سالی یه بار فقط میدیدمشون
حالا مامانم هی بم چشم غره میرفت که اگه گریه کنی من میدونمو تو،منم اشکام مثل ابر بهار سرازیر بود
شاید فکر کنید چقدر لوسم!ولی به خدا من عاشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــق اون کفش بودم!یعنی از یه ماه پیش که خریده بودمشون همیشه و همه جا فقط اینا رو پام میکردم
من یه جورایی جنون کفش دارم،یعنی بیشتر از مانتو یا حتی لباس تو خونه ای هام کفش دارم،ولی هیچکدوم این کفش نمیشد!!!!!!!!!!

هیچی دیگه.....از دیشب انقدر فحش بار اون دزد کردم که اگه الان زنده باشه واقعا معجزه س!
آقا حالا خدایی شما شنیده بودین شمال شهر هم کفش بدزدن؟!!!!نه خدایی!!!!!

دور از شوخی دیشب انقدر فکر کردم،گفتم خدا جون قربونت برم،بنده هات دارن چیکار میکنن؟؟؟؟میان تو ماه رمضان،کفش یکی که مهمون افطاری بوده رو از پشت در میزبان میدزدن تا مهمونه نصف شب پا برهنه بمونه؟اون مهمون که من باشم به درک،فکر میزبان رو نمیکنه که داشت از خجالت آب میشد؟
پس فردا میخوایم بچه هامونو تو این جامعه بزرگ کنیم؟!!

پ.ن:میخوام برم 361درجه،دعا کنید سایز 40 این کفش صورتی جونمو تموم نکرده باشه!
پ.ن2:مامانم بم میگه پاهات اندازه قبر بچه س!!!!!!!!!!
آخرین ویرایش: دوشنبه 7 مرداد 1392 08:42 ب.ظ

 
جمعه 13 مرداد 1396 01:50 ب.ظ
Excellent article. I absolutely love this website.

Stick with it!
دوشنبه 9 مرداد 1396 09:28 ب.ظ
Pretty nice post. I just stumbled upon your blog and wished to
mention that I've truly loved surfing around your weblog posts.
In any case I will be subscribing to your feed and
I'm hoping you write once more very soon!
یکشنبه 8 مرداد 1396 03:11 ق.ظ
Hey! This is kind of off topic but I need some advice from an established blog.
Is it tough to set up your own blog? I'm not very techincal but I can figure things out pretty
quick. I'm thinking about creating my own but I'm not sure where to begin.
Do you have any ideas or suggestions? Many thanks
یکشنبه 4 تیر 1396 10:40 ب.ظ
بسیار core از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن دلنشین در
آغاز آیا واقعا نشستن درست با
من پس از برخی از زمان. جایی در سراسر
جملات شما قادر به من مؤمن متاسفانه تنها برای بسیار در حالی که کوتاه.
من این مشکل خود را با جهش در مفروضات و یک خواهد را
خوب به کمک پر همه کسانی شکاف.
در این رویداد شما در واقع
که می توانید انجام من را بدون
شک بود تحت تاثیر قرار داد.
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 12:21 ق.ظ
For most up-to-date information you have to visit world-wide-web and on the
web I found this web page as a best site for newest updates.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 02:19 ب.ظ
Hey this is kind of of off topic but I was wondering if
blogs use WYSIWYG editors or if you have to manually code
with HTML. I'm starting a blog soon but have no coding know-how so I wanted to
get guidance from someone with experience. Any help would be greatly appreciated!
جمعه 25 فروردین 1396 12:52 ق.ظ
Attractive section of content. I just stumbled upon your site and in accession capital to assert that I acquire actually enjoyed account your blog
posts. Anyway I will be subscribing to your feeds and even I
achievement you access consistently quickly.
پنجشنبه 10 فروردین 1396 11:09 ب.ظ
I loved as much as you'll receive carried out right here.

The sketch is tasteful, your authored material stylish. nonetheless,
you command get bought an impatience over that you wish be delivering the following.
unwell unquestionably come further formerly again as exactly the same nearly very
often inside case you shield this increase.
سه شنبه 8 مرداد 1392 10:28 ب.ظ
اوا!!! همش تقصیر یکی از دوستامه "ببین ترو خداش" افتاده تو دهنم .میبینی ترو خدااا آبجی((((:
سه شنبه 8 مرداد 1392 10:24 ب.ظ
ببین تروخدا زندگی مردمو ریختم رو دایره
(((: نره شکایت خوبه
آفتاب
:))))
سه شنبه 8 مرداد 1392 10:18 ب.ظ
نه باباااااااآخه اون زنه م مراعات نمیکرده از شیکمشون، قسطای شوهرش میزده میرفته کفش میخریده اونم گروووووون((:
ببین تروخدادرباره ی کفش چه قد چیز یادم اومد(((((:
آفتاب
منم فکر نکنم مراعات آقامونو بکنم!!!!!
سه شنبه 8 مرداد 1392 10:14 ب.ظ
دور از جون خخخخخ اون روانی بود (((((:
مغازه ی کفش فروشی گزینه ی بهتریه یا کارخونه دار
الان ک یادم میاد تو مجله خونده بودم مسخره ترین طلاق ها: یه زنه هفته ای یه جفت کفش میخرید مرده سر یه ماه از حقوقش چیزی نمیمونده شاکی میشه و دادخواست طلاق میده فک کن...(((((: باز ب خودت نگیریا عشقم
آفتاب
خو په.......قراره شوهرم سر یه ماه برم گردونه خونه بابابم!!!!!!!!!!!!
سه شنبه 8 مرداد 1392 10:07 ب.ظ
آخییییی
هرکی عشقه یه چیزه یه فیلم دیده بودم ...مرده عشق کفش بود سی جفت داشت ولی همش یه شکل
آفتاب
خب دیگه انقدم روانی نیستم!!!!!
ولی آخرش زن یه کفاش میشم!!!!!!!!
سه شنبه 8 مرداد 1392 10:03 ب.ظ
کفشم نشدیم بریم روسایتا(((:
آفتاب
:)))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))
عیـــــــــــــــــــــــــــــــن این کفش ندیده ها عکسشو گذاشته بودم!!!!فکر کن!!!
گفتم که من جنون کفش دارم!!!!!!!!!
سه شنبه 8 مرداد 1392 10:02 ب.ظ
!!!! نگوووووووو... کارت باحال بود خخخخخخخ عکس کفشتوگذاشتی(((((:
آفتاب
آره!
سه شنبه 8 مرداد 1392 10:00 ب.ظ
پس کفش خرییدییییییی زودتر میگفتی خوشحال شیم
آفتاب
:))
دیشب یه پست گذاشتم،عکس کفشه رم گذاشتم!!!بعد دیدم خیلی کار احمقانه ای کردم حذفیدمش!!!!!!!!
سه شنبه 8 مرداد 1392 09:51 ب.ظ
معلومه که میخواد نویسنده شی!این چه حرفیه!
سه شنبه 8 مرداد 1392 09:41 ب.ظ
خو منظورش اونی نبود که فک کردی که....منظورش این بود که یهو نری 4 روز بعد بیای.....دارک همچین آدمی نیس...من باش حرف میزنم فردا.
آفتاب
شاید منو نمیخواد زور نیست که
سه شنبه 8 مرداد 1392 09:34 ب.ظ
دخالت نمیکنم....یعنی چرا میکنم..............هر دوتون دچار سو تفاهمین میشه بس کنین؟؟
آفتاب
آخه خودش میگه بیا بعد بم اولتیماتوم میده که افسردگیتو با خودت نیاریا...
من دارکی رو خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــتیلی دوس دارم،اصلا انتظار این حرفو ازش نداشتم
سه شنبه 8 مرداد 1392 09:30 ب.ظ
تو روح منظورم بودا!!!
ح جا افتاده بود
آفتاب
منظورت کاملا رسید!!
سه شنبه 8 مرداد 1392 09:29 ب.ظ
پس زنده ای!!!!
خب خدا رو شکر:)))))
منم خونه مادربزرگم بودم
الان که رسیدم خونه اولین کاری که کردم لپ تابو روشن کردم اومدم یه راست وب تو!!!
خدایی خیلی ضربه سختی خوردی از کفشات من درک میکنم!!!!!!
حالا غصه نخور قشنگ ترشو میخری:)))
پ.ن:تو رو اون دزده کفشا به توان N!!!!
آفتاب
ممنون رومینا خانوم!!
اتفاقا کفش خریدم دیشب!!انقدم خوشمله!!!
با پی نوشتت هم 1000%موافقم!
سه شنبه 8 مرداد 1392 08:58 ب.ظ
من باهات رو در وایستی ندارم و آدم دروغ گویی هم نیستم ...ازت نمیترسم که بخوام الکی بگم کارات رو دوس دارم.....خلاصش میکنم که چقدر ازت عصبانییییییییییییم....کامنتت یه توهین مستقیک به شخصیتم بود....هنوزم پای حرفم هستم اگه افسردگی هات و مشکلاتت رو قاطی وب نمیکنی میذارمت رو تخم چشمام...همین و بس
آفتاب
منم نگفتم ازم میترسی چون لولو خور خوره نیستم.
کامنت تو هم توهین مستقیم به من بود.چون من افسرده نیستم و تو وقتی مطمئن نیستی نباید همچین حرفی بم میزدی

الان که دوباره کامنتت رو خوندم(اون کامنت قبلیه)خب......به اون بدی نبود که دفعه اول به نظرم رسید.شاید داریم الکی همدیگرو ناراحت میکنیم
دوشنبه 7 مرداد 1392 09:29 ب.ظ
الهیییییییییییییییییییی نازیییی ))): یعنی قشنگ درکت کردما...اون جوری ک تعریف کردی طرف خوووووب کفشی گیرش اومده خووووب(: شایدم یکی خواسته اذیتت کنه ... قضیه بو میده((:
آفتاب
نه بابا دزدیدن یه آبم روش!!!
دوشنبه 7 مرداد 1392 09:24 ب.ظ
اه...اعصاب نذاشته واسم که....فقط با فایر فکس میتونم کامنت بذارم......با گوشیمم نمیشه.....معلوم نیس این میهن بلاگ دوباره چه شاهکاری کرده دیگه......تو بلاگفا اینا میتونم آخه!!میگم اگه ساعت دوازده اینا گذاشتی داستانتو نمیتونم کامنت بذارما....ناراحت نشی یه وخ!تا یازده اینا با کامپیوترم.
دوشنبه 7 مرداد 1392 09:10 ب.ظ
آخییییییی عزیییییییییزم....چقد دیشب تو آمپاس بودی!!منم خیلیییی کفشامو دوس دارم.....کفش جدیدم سبزه انقد دوسش دارم!!!
آفتاب
خدا حفظشون کنه برات!!!!!!!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

 

کد آهنگ