تبلیغات

اسلایدر

دختر آذر - دوستتون دارم

دوستتون دارم

یکشنبه 6 مرداد 1392 10:34 ب.ظنویسنده : آفتاب

 
توضیح:فونتم الان عربیه!!!!!اكه هركونه عبارت عجیب غریبی دیدید ضمن تبدیلش به اون ٤حرف مظلوم كه تو عربی نیستن به بزركیه خودتون ببخشید!!!!!!!

راستی میدونم كه تلخ و بداخلاقم......بجه ها به قران خودمم ناراحتم از این رفتارم......سعی میكنم بهتر شم،اكه هم دیدم نشد سعی میكنم دیكه نیام تا دل های مهربونتون رو نشكنم دوست جونام......مخصوصا سارا و الهام....تو رو خدا منو ببخشید....


آخرین ویرایش: - -

 
دوشنبه 27 شهریور 1396 03:09 ق.ظ
Great delivery. Sound arguments. Keep up the amazing work.
یکشنبه 15 مرداد 1396 03:37 ب.ظ
My brother suggested I might like this blog.
He was entirely right. This post actually made my day.
You can not imagine simply how much time I had spent for this information! Thanks!
جمعه 13 مرداد 1396 10:23 ب.ظ
This text is invaluable. How can I find out more?
دوشنبه 9 مرداد 1396 09:28 ب.ظ
Howdy are using Wordpress for your site platform? I'm new to
the blog world but I'm trying to get started and set up my own. Do
you require any html coding expertise to make your own blog?

Any help would be really appreciated!
دوشنبه 9 مرداد 1396 09:36 ق.ظ
As the admin of this website is working, no hesitation very soon it will be famous,
due to its feature contents.
سه شنبه 13 تیر 1396 07:33 ب.ظ
This article will assist the internet users for setting up new website or even a blog from start
to end.
دوشنبه 5 تیر 1396 03:45 ب.ظ
ریشه از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن دلنشین در آیا واقعا حل
و فصل خوب با من پس از برخی از زمان.
جایی درون پاراگراف شما قادر به من
مؤمن اما تنها برای بسیار در حالی که کوتاه.
من این مشکل خود را با فراز در منطق
و یک خواهد را سادگی به کمک پر کسانی که شکاف.
در صورتی که شما در واقع که می توانید انجام من را مطمئنا بود در گم.
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 03:05 ق.ظ
Do you mind if I quote a few of your articles as long as I provide credit and sources back to your weblog?

My blog site is in the exact same area of interest as yours and my visitors
would genuinely benefit from some of the information you provide here.

Please let me know if this alright with you. Regards!
سه شنبه 29 فروردین 1396 08:37 ق.ظ
I just couldn't leave your web site prior to suggesting that I actually enjoyed the standard information an individual provide to your visitors?

Is going to be again incessantly in order to check
up on new posts
شنبه 19 فروردین 1396 07:38 ب.ظ
Asking questions are genuinely pleasant thing
if you are not understanding something fully, however this piece of writing offers fastidious understanding yet.
دوشنبه 7 مرداد 1392 09:08 ب.ظ
نع...الآن میرم بخونم!
دوشنبه 7 مرداد 1392 08:59 ب.ظ
خوشحالم حالت خوبه!
آفتاب
دیدی کفشامو بردن؟!!!
دوشنبه 7 مرداد 1392 08:31 ب.ظ
نع........آخه من خیلی اوقات که نمیشه با دوستام بحرفم با نگام باشون میحرفم......همون نگام واست کافیه!!!
آفتاب
منم میبوسمت تا ناراحن نباشی!
:************
دوشنبه 7 مرداد 1392 08:23 ب.ظ
دبگه بام اینجوری نکنیا.....وگرنه.............گفته باشم!!!
آفتاب
:******************
دوشنبه 7 مرداد 1392 08:19 ب.ظ
الآن خوشحالم!ولی خب وقتی میچسبوندمت گوشه دیوار دلم نمیومد کاریت کنم و ولت میکردم و از خونه میزدم بیرون...کلا من همچین آدمیم!!!!

آفتاب
نه دیگه.......لب دیوار زدن همانا و کشتن همانا!!!
یا حداقل چک و لگد!!
دوشنبه 7 مرداد 1392 02:10 ب.ظ
پ من دیشب بی خود وقت خدا رو گرفتم!!آفتاب...الآن اگه کنار من بودی...به اختلاف سنی کاری نداشتم...کم کمش یقه تو میگرفتم میچسبوندمت گوشه دیوار...آخه تو...
آفتاب
عزیزم.. ....... . ببخشید دیگ خوشگل خانوم....... زده بود به سرم :(
دوشنبه 7 مرداد 1392 01:51 ب.ظ
سلاااام به آفتاب خانومی خودم!دیشب چی شد؟منو که دق دادی دیوووونه(ببخشیدا!)!!
آفتاب
جدی هم دیوووووووووووووونه شده بودم؛ ببخشید تو رو هم ترسوند :(((((
دوشنبه 7 مرداد 1392 11:01 ق.ظ
آفتاب پاشو بیا وبت...دیشب وختی میخوابیدم بالشم خیس بود...از گریه...از ته ته ته دلم خواستم که خدا تو رو از این فکر در بیاره...همون دیشبم بم الهام شد که خدا کاری میکنه از این فکر در آی چراغ دلمو که خاموش کرده بودیو واسم روشن کرد بم امیدواری داد...فک نمیکردم خدا انقد دوسم داشته باشه...شب قدر واسه این گریه کردم که خدا ایمانمو قوی کرد...اگه کنارت بودم بهتر میتونستم رو مخت راه برم ولی الآن فقط میتونم دعات کنم و بت advice بدم...آفتاب...من مطمئنم از این فکر در میای مثه همون وقت که مطمئن بودم خوب میشی...امیدوارم حال روحیت خوب شه دختری...امیدوارم این حال خوبو امشب به دست بیاری...
آفتاب
:*********
Bashe azizam mn shabe ghadr ro hamishe bidar mimunamo doa mikhunam
دوشنبه 7 مرداد 1392 02:12 ق.ظ
راست میگم ! :)
خودشم بیاد دیگه خیال همه راحت میشه !
دوشنبه 7 مرداد 1392 01:59 ق.ظ
راست میگی؟؟؟
خیالم راحت شد:))
دوشنبه 7 مرداد 1392 01:39 ق.ظ
الهام و رومینا رو !
نترسید دوستان آفتاب جان نتش قطع شده حتما !
میاد ... 100 % تضمین میکنم !
من میشناسمش ! مطمئنا این کارو نمیکنه !
آفتاب
Are vala!netam tamum nashode bud morede hojume dozdan gharar gerefte budam:-)
دوشنبه 7 مرداد 1392 12:45 ق.ظ
آفتاب...من الن از شدت وحشت نمیتونم تایپ بکنم...تو روخدا بگو که تصمیمت جدی نیس
خواهش میکنم بگو
دوشنبه 7 مرداد 1392 12:42 ق.ظ
آفتاب ببین من الان دارم از شدت استرس تمام موهامومیکنم...یا جواب بده یا منم بهت ملحق میشم تو اون دنیا:|
دوشنبه 7 مرداد 1392 12:40 ق.ظ
آفتاب،داری به طرز وحشتناکی منو نگران میکنی
خواهش میکنم جواب بده
التماست میکنم
...
آفتاب
Khoda mano bokoshe ke enghad tarsundamet....
دوشنبه 7 مرداد 1392 12:38 ق.ظ
امیدوارم فردا وب باشی آجی...شبت بخیر...
دوشنبه 7 مرداد 1392 12:38 ق.ظ
آفتاب خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟
رفتی؟؟؟؟؟؟
تموم شد؟؟؟؟؟؟؟؟
خودتو کشتی الان؟؟؟؟؟؟؟
کصافط لاقل میگفتی چطور میخوای این کارو بکنی!
تو حمام؟بالای ساختمون؟لب دریا؟
اینا رو که به شوخی گفتم ولی تو رو خدا منو نگران نکن
تو روخدا
تو رو خدا
تو رو خدا این کارو نکن
آفتاب
Baba jane man hamun dishab ke shoma be fekre khodkoshie man budin man pa berehne tu kuche munde budam!!!!hala ie post mizaram migam chera!!!
دوشنبه 7 مرداد 1392 12:35 ق.ظ
یعنی به خدا اگه الان جلو روم بودی...آن چنان 4 تا استخون دستمو خرد میکردم تو صورتت که...
جدی میگما!
یه بار یکی از دوستای منم همین حال و هوا رو داشت به خاطر دوست پسرش که ولش کرده بود...هیچی دیگه آقا منم کل سال تحصیلی مجبور شدم به این دختر روحیه بدم
ولی اثر کرد...
از خیر خودکشی گذشت.
لامصب پدر منم دراورد
ولی الان لگر لازم باشه رو توام کار میکنم
اینم کاملا جدی گفتم

نه خوب است و نه بد؛ فکر ماست که از آن خوب یا بد می­سازد. ویلیام شکسپیر
آفتاب
Dust pesar?!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
Kasi ke vase hamchi chizi bekhad khodkoshi kone hamun behtar ke velesh koni!!!!!
Negarane manam nabash khanumi......dishab kheiiiiiiiiiiiili narahat budamnzade bud be saram
دوشنبه 7 مرداد 1392 12:32 ق.ظ
عزیزم...بگو اتفاقی واست نیفتاده...بی نهایت سنگینه واسم..آفتاب...جواب بده...بگو تصمیمت جدی نیس...بگو آجی...تو رو جون من...حرف بزن...
دوشنبه 7 مرداد 1392 12:31 ق.ظ
بابا یعنی تو واقعا میخوای بزنی خودتو خلاص کنی دیوونه؟؟؟؟؟؟؟
احمق نشو دختر تو رو خدا
زندگی هر فرد با ارزش ترین چیزیه که اون داره
باور کن!
دوران طلایی پیش روست نه پشت سر:)
دوشنبه 7 مرداد 1392 12:18 ق.ظ
من جدی میگیرم...درکت میکنم ولی این راش نیس...یه توصیه آبجیانه دارم...یه خواهش...فردا شب نماز شب قدرو بخون...خیلی کمه بعدش آرزو کن.پیامبر گفت هر آرزویی داشته باشی بر آورده میشه اگه تونستی دعا جوشنم بخون رومو زمین نندازا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نمایش نظرات 1 تا 30
 

کد آهنگ