تبلیغات

اسلایدر

دختر آذر - بچه ها؟!!!!!!!کجایید پس؟! :(

بچه ها؟!!!!!!!کجایید پس؟! :(

جمعه 14 تیر 1392 01:24 ب.ظنویسنده : آفتاب

 

آخرین ویرایش: - -

 
دوشنبه 27 شهریور 1396 03:37 ب.ظ
What's up to every single one, it's really
a nice for me to go to see this site, it contains important
Information.
پنجشنبه 16 شهریور 1396 05:12 ق.ظ
Hi, its fastidious post on the topic of media print, we all be aware of media is a great
source of information.
یکشنبه 15 مرداد 1396 01:17 ب.ظ
I'm amazed, I must say. Rarely do I come across a blog that's
both educative and interesting, and without a doubt,
you've hit the nail on the head. The problem is something not enough men and women are speaking intelligently about.
Now i'm very happy that I found this in my hunt for
something relating to this.
جمعه 13 مرداد 1396 02:48 ب.ظ
Hello there! I know this is kinda off topic however I'd figured I'd ask.
Would you be interested in exchanging links or maybe guest authoring a blog article or vice-versa?

My blog addresses a lot of the same topics as yours and I feel we
could greatly benefit from each other. If you're interested feel free to shoot me an email.
I look forward to hearing from you! Great blog by the way!
سه شنبه 3 مرداد 1396 08:02 ب.ظ
You are so cool! I do not suppose I've truly read through something like that before.
So nice to discover another person with some unique thoughts
on this subject. Really.. many thanks for starting this up.
This site is one thing that's needed on the internet, someone with
some originality!
جمعه 25 فروردین 1396 06:01 ق.ظ
Thanks for sharing your thoughts about بچه.
Regards
یکشنبه 20 فروردین 1396 04:38 ق.ظ
Pretty nice post. I just stumbled upon your weblog and wanted to say that I have truly enjoyed surfing around your
blog posts. After all I'll be subscribing to
your feed and I hope you write again very soon!
شنبه 17 اسفند 1392 11:12 ب.ظ
سلام عزیزم .وبلاگ خیلی زیبایی داری بخصوص این پستت که عالی بود .یه پیشنهاد واسه دوست گلم دارم .راستش من یه گروه تازگی ها راه انداختم در مورد استخدامه که جدیدترین اخبار استخدامی رو به گروه میفرستم .اگه شما هم از این ایمیل ها میخواهی دریافت کنی پیشنهاد میکنم بیا عضو شو .گروهم کاملا سالمه و الان 2000 عضو داره .چون روزی فقط یه ایمیل میفرستم که مزاحمت نداشته باشه واسه کسی .ضمنا تبلیغ هم اصلا ارسال نمیشه به گروه چون کار درستی نیست! .برای عضویت به وبم بیا .همه چی رو توضیح دادم اونجا .اینم لینک http://www.estekhdamiha.com/khabarname
شنبه 15 تیر 1392 08:37 ب.ظ
ایشالا زود زود خوب میشی!
آفتاب
مرسی عزیزم ولی میخوام خوب نشم 120سال!اون بی خیالیه حال مرگ خیییییییلی حال میداد!تازه از گلو درد هم راحت میشم!
شنبه 15 تیر 1392 08:21 ب.ظ
هیچی...سلامتی...تو چه خبر؟بهتری؟
آفتاب
خبر؟!کار و گلو درد و ضعف و اینا!!!غذا هم که نمیدن بم بخورم!یعنی بدن هم از گلو درد نمیتونم بخورم :(
شنبه 15 تیر 1392 03:53 ب.ظ
به هر حال آبجیمی دیگه!باید نگرانت باشم!
آفتاب
عزیزمی:********
چه خبرا؟
شنبه 15 تیر 1392 02:16 ب.ظ
داستانمو نوشتم فقط مونده تایپیدنش که اونم یه خورده طول داره سرعتم بد نیستا اونی که تو دفترمه اولیه اس باید بسطش بدم!ولی اگه امروز نشد فردا حتما میذارمش!
آفتاب
بیصبرانه منتظرم!
شنبه 15 تیر 1392 02:07 ب.ظ
خب خدا رو شکر.وا مگه من آلزایمر دارم؟؟!
آفتاب
دور از جونت عزیزم!منظورم این بود که فکر نمیکردم به یادم باشی
شنبه 15 تیر 1392 12:38 ب.ظ
مرخص شدی آفتاب جونی؟
آفتاب
بله عزیزم!اصلا فکر نمیکردم یادت باشه!خیلی خوشحالم کردی :*
شنبه 15 تیر 1392 08:47 ق.ظ
گفتم که از جمله ی تقریبا از اون دنیا برگشتم به علاوه چون قبل از حرفت داستان داشتم مینوشتم پیش زمینه ذهنی داشتم!
آفتاب
حالا کی داستانتو میذاری دلم آب شد!
جمعه 14 تیر 1392 11:35 ب.ظ
آره حالش خوبه!
آفتاب
خب خدا رو شکر!
آخرش نفهمیدم چرا فکر کردی خودکشی کردما
جمعه 14 تیر 1392 08:00 ب.ظ
وااااااااااااااااااااایییییییییییییییییییی نهههههههههههههههههههههههههه الان خوبی؟
عزیزم ایشالا زووووووووووووووووووووووووووود
خوب میشی .
صدقه بده بابا، خیلی کمک میکنه اتفاقی که میفته ،خطری نشه قشنگ حسش میکنی .اگه من تا الان هرروز صدقه نمیدادم، جون خودم حداقل هزار بار بلا ملا سرم اومده بود بلکم مرده بودم.من که از رتیلو عقرب چمچشم میشه
آفتاب
مرسی eجان،چشم حتما صدقه میدم
آخ.نگو من از همه حشره ها بدم میاد!خطرناکاشون که دیگه جای خود دارن
جمعه 14 تیر 1392 04:48 ب.ظ
ولی خدا رحم کردا...امیدوارم که دیگه از اینجور چیزا واست پیش نیاد...
آفتاب
خیلی ممنون عزیزم! :*
جمعه 14 تیر 1392 04:46 ب.ظ
شوخی میییکنییییی!!!!
واااای خدایااااا
الان برگشتی تهران؟؟
کدوم بیمارستانی؟؟؟
آفتاب
بله.بیمارستان عرفان.عموم پزشک همون بیمارستانن دیگه رفتیم اونجا
جمعه 14 تیر 1392 04:45 ب.ظ
رتیل؟؟آخ آخ یکی از دوستامو پارسال عقرب نیش زده بود.البته تو رودبار.
آفتاب
حالش خوب شد دیگه،نه؟!
جمعه 14 تیر 1392 04:42 ب.ظ
پس سر یکی زیادی جیغ زدی...
آفتاب
:))))))))
نه بابا!رتیل دیدی تاحالا؟!رفتم لواسان دیشب،یه رتیل گوگولوی نیشم زد
جمعه 14 تیر 1392 04:42 ب.ظ
خب اینم یه تجربه ای واسه خودش دیگه!دیدی رومینا هم همین فکرو کرد؟؟من چی بت بگم آخه...
جمعه 14 تیر 1392 04:38 ب.ظ
ایشالا سریع خوب میشی خانومی...میدونم خیلی سخته...الآن هم که داری حرف میزنی دیگه...!
آفتاب
آره با مامانم هم همینطوری حرف میزنم!
رو موبایلم نوشتم:آب میخوام!
اونم بم نداد!گفت دکتر گفته هیچی نخور :(
جمعه 14 تیر 1392 04:36 ب.ظ
تا همیشه؟؟؟
یا تا وقتی خوب شدی؟
اسید خوردی؟؟؟؟
آفتاب
بابا دیوونه م مگه من؟!!!
نه عزیزم مری و تارهای صوتیم به شدت آسیب دیده.یه 3،4روزی اینطوریم.دکتر گفت بعدش بهتر میشم
جمعه 14 تیر 1392 04:34 ب.ظ
خدا رو شکر!از همون جمله ی تقریبا از اون دنیا برگشتم!البته قبلش قسمت بعدی داستانو داشتم مینوشتم...فک کنم رو مغزم تاثیر گذاشت!
آفتاب
آخ منتظر قسمت بعدی داستانتم به شدت!!!
چقدر صحبت نکردن سخته!
جمعه 14 تیر 1392 04:33 ب.ظ
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآافتااااااااب!!!
چت شدهههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟
خوبیییییییییییییییی؟؟؟؟
زنده ای؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
باید به توام اکسیر حیات بدم؟
آفتاب
آره عزیزم نگران نباش!فقط اصلا نمیتونم صحبت کنم یا بشینم،همین!
جمعه 14 تیر 1392 04:29 ب.ظ
آخخخخخخخخخخخخخخخخخ عزیزم حتما توضیح بده واییییییی آفتاب واقعا همونجوری فک کردما!دم دستم بودی یه چک میخوردی!چرا انقد شک بر انگیز صحبت میکنی آخه؟!سکته ناقص زدم...!ایشالا زود میای خونه!
آفتاب
مرسی عزیزم فکر کنم 2،3ساعت دیگه برم خونه.
راستی 3،4بار خوندم دوباره کامنتا رو،نمیدونم چرا فکر کردی خودکشی کردم؟!
جمعه 14 تیر 1392 04:24 ب.ظ
خدا رو شکر!تصادف کردی؟
آفتاب
نه.حالا رسیدم خونه یه پست میذارم مفصل توضیح میدم،ولی خلاصه بگم که نیشم زدن!در حد مرگ خون بالا اوردم...
جمعه 14 تیر 1392 04:19 ب.ظ
من تو رو خفه میکنم آفتاب!فک کردم اقدام به خود کشی...وایی آفتاب!الآن میام خفت میکنم!!ترسوندیم.
آفتاب
اقدام به خودکشی؟"!!!!!!!!!

Dear god!
نه بابا چرا من زحمت بکشم؟اگه چند دقیقه دیرتر میرسوندنم بیمارستان الاا تو بهشت بودم!!شایدم جهنم البته...ن
جمعه 14 تیر 1392 04:15 ب.ظ
آخه چرا آفتاب جونم؟این چه فکریایه که میکنی عزیزم؟تو هنوز خیلی جوونی.چرا این کارو کردی کوری؟
آفتاب
کدوم کار رو کردم عزیزم؟!!
در ضمن مرگ حق!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نمایش نظرات 1 تا 30
 

کد آهنگ