تبلیغات

اسلایدر

دختر آذر - دریا اون دیگه برنمیگرده...

دریا اون دیگه برنمیگرده...

سه شنبه 21 خرداد 1392 12:39 ب.ظنویسنده : آفتاب

 


تو ماشین نشستم،سرم رو به شیشه تکیه دادم،دارم فکر میکنم،همه خاطره ها با هم هجوم میارن...
نوروز 77،چند سالمه؟!حدودا 3سال،تو حیاط باغ پدربزرگمم،خیلی بزرگه،خییییییییلی بزرگ...با 1000تا درخت میوه.....میدوم کنار استخر...عکسم افتاده تو آب،موهای قهوه ایه روشنم کوتاه و فرفری روی شونه هام ریخته،یه پیرهن سفید و خوشگل با گل های ریز صورتی تنمه...همون لباسی که تو عروسیه خاله پری پوشیده بودم...داره بم نزدیک میشه،عکسشو تو آب میبینم....جیغ کودکانه ای میزنم و میدوم....کیارش هم دنبالم....هر 2 با شادی فریاد میزنیم و میدویم،پام گیر کرد به سنگ های کنار پیاده رو وسط باغ،افتادم،زانوم میسوزه،جیغ کشیدم....کیارش رنگ گریده میشینه چلوم:آفتاب چی شد؟......عکس خودمو تو سیاهی چشماش میبینم......آروم گفت:درد میکنه؟....با سر گفتم آره....دست میکشه رو گونه هام:آفتاب چرا چشمای تو این رنگیه؟!


مهر 81،دیگه مدرسه ای شدم،مقنعه سفید مدرسه و اون مانتوی آبی نفتی کوچولو رو تنم میکنم و فکر میکنم خیییلی بزرگ شدم....کیارش سومه....میشینه کنارم:داری چیکار میکنی؟...........مشق مینویسم.......داری اشتباه مینویسی!بذار کمکت کنم.......نه نمیخوام،خودم بلدم..............چند تا حرف خوندی؟........الف،ب،ت........خوبه،هر وقت تونستی این جمله ای که الان برات مینویسمو بخونی برات یه جایزه میگیرم،قبول؟.....باشه قبول...............................3ماه بعد وقتی با مامان باباش اومدن خونمون بدو بدو با دفترم دویدم جلوشون:فهمیدم!نوشتی چشمای تو چه رنگیه؟!

خرداد 86،با دست هایی که از هیجان میلرزه زنگ میزنم خونه خاله اینا..........خاله خاله کیارش هست؟؟؟.......آره خاله جون چیکا.........گوشیو بده بش خاله!!!..........الو؟........کیارش منم تیزهوشان قبول شدم!مثل تو!!!...........با صدای خیلی خونسردی گفت:ا؟چه خوب..........شل شدم،گوشیو دادم به مامانمو رفتم...یه ساعت بعد زنگ خونه میخوره.......خاله و کیارش.......برام گل خریده..........رو کارتش نوشته:چشمای تو چه رنگیه آخه؟!

آذر 90،بی قرار به مهمونام نگاه میکنم،همه خوشحالن به جز من....دلم میخواد کیارش هم تو جشن تولدم باشه......مامانم گفت کنکوریه،نمیتونه بیاد.......دوستای شیطونم رفتن سر لپتاپم..........وای آفتاب این پسره کیه شیطون؟؟؟...........عشقمممممم!چه خوشتیپه!............عجب تیکه ای!رو نمیکنی خانم خانما!.........لب تاپو با عصبانیت میبندم.......هنوز دارن بام شوی میکنن.........کادو ها رو باز میکنم،کیک میخوریم،بوس بوس ایشالا 1000ساله شی عشقم،خیلی خوش گذشت,زحمت دادیم،خدافظ.............من موندم،بدون اینکه حتی لباسمو عوض کنم رفتم تو اتاقم.........بغض کردم.....دلم خیلی براش تنگ شده........نور موبایلم که کنار تخته میفته رو سقف،با دستپاچگی موبایلو بر میدارم،فکر میکنم بم تبریک میگه،فقط نوشته:چشمات آبیه،نه؟!



نوروز 92،کنار دریا نشستیم،من و کیارش یکم از بقیه دور تریم....زیر چشمی به صورت فرشته گونه ش نگاه میکنم،کاش میدونست چقدر.....یه دفعه گفت:چشمات رنگ دریاست!
هیچی نگفتم،برگشت بم نگاه کرد]چشماش برقی زد:من دریا رو خیلی دوست دارم،همینطور هرچیزی که منو یاد دریا بندازه....
یه قطره اشک آروم رو گونه م لغزید....


فرداش،یعنی 3 فروردین 1392،کیارش گم شد...........برای همیشه رفت........تو دریای طوفانی شنا کرد......بش گفتم نرو ولی گوش نداد....هیچ وقت نمیشد آب ببینه و شنا نکنه............بدن قشنگ و مثل برفش رو 2روز بعد تو سواحل رامسر پیدا کردند،هیچ فرقی نکرده بود،مثل همون موقع هایی بود که تو حیاط بابابزرگ میخوابید و من رو سرش آب میریختمو و اون پا میشد با عصبانیت دنبالم میکرد اما وقتی میگرفتم آروم دستاش شل میشد،دلش نمی اومد منو بزنه........

حالا هر 5شنبه میرم کناررش،تو باغ رضوان..........اونم آروم میشینه کنارم،چشمای مثل شبش رو به چشمام میدوزه و میگه:چشمات به کی رفته آخه؟!

آخرین ویرایش: سه شنبه 21 خرداد 1392 01:29 ب.ظ

 
جمعه 24 شهریور 1396 12:07 ق.ظ
Heya this is kinda of off topic but I was wanting to know if blogs use WYSIWYG editors or if you have to manually code with HTML.
I'm starting a blog soon but have no coding expertise so I wanted to get advice from someone with experience.
Any help would be enormously appreciated!
جمعه 17 شهریور 1396 04:40 ب.ظ
Hi, i read your blog occasionally and i own a similar one and i was just
wondering if you get a lot of spam remarks? If so how do you protect
against it, any plugin or anything you can recommend?
I get so much lately it's driving me mad so any
support is very much appreciated.
سه شنبه 7 شهریور 1396 01:09 ب.ظ
I've been exploring for a little for any high-quality articles or blog posts on this kind of space .
Exploring in Yahoo I finally stumbled upon this site.
Studying this info So i'm glad to express that I
have an incredibly excellent uncanny feeling I discovered just what I needed.

I most indubitably will make certain to don?t put out of your mind this
website and give it a glance regularly.
سه شنبه 17 مرداد 1396 01:54 ب.ظ
Greetings! Very helpful advice in this particular article!

It's the little changes which will make the most important changes.
Thanks for sharing!
دوشنبه 9 مرداد 1396 09:27 ب.ظ
Hey there! Someone in my Facebook group shared this website with us so I came to
look it over. I'm definitely enjoying the information. I'm bookmarking and will be
tweeting this to my followers! Fantastic blog and fantastic style and design.
دوشنبه 9 مرداد 1396 09:27 ب.ظ
I constantly spent my half an hour to read this web site's articles or reviews every day along with
a cup of coffee.
شنبه 7 مرداد 1396 10:49 ب.ظ
This is a great tip particularly to those fresh to the blogosphere.
Short but very precise information… Many thanks for sharing this one.
A must read article!
جمعه 16 تیر 1396 06:45 ب.ظ
of course like your website however you have to test the spelling on quite
a few of your posts. Several of them are rife with spelling problems and I to find it
very bothersome to tell the truth however I'll surely come again again.
یکشنبه 11 تیر 1396 09:17 ق.ظ
Hey very cool website!! Man .. Excellent ..
Wonderful .. I will bookmark your website and take the feeds also?
I'm glad to seek out numerous useful info here in the submit, we'd like
develop more strategies on this regard, thank you for sharing.
. . . . .
جمعه 9 تیر 1396 07:09 ب.ظ
Keep this going please, great job!
دوشنبه 5 تیر 1396 03:44 ب.ظ
بسیار ریشه از خود نوشتن در حالی که صدایی دلنشین
در آغاز آیا نه نشستن کاملا با من پس از برخی از
زمان. جایی درون جملات شما موفق به من مؤمن متاسفانه تنها برای while.
من با این حال کردم مشکل خود
را با جهش در مفروضات و شما خواهد
را سادگی به کمک پر کسانی که شکاف.
در صورتی که شما که می توانید انجام من را قطعا بود مجذوب.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 04:01 ق.ظ
It's nearly impossible to find knowledgeable people on this subject, however,
you seem like you know what you're talking about!
Thanks
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 01:13 ق.ظ
Hi my loved one! I wish to say that this article
is awesome, nice written and come with almost all important infos.
I would like to peer extra posts like this.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 11:51 ب.ظ
Hello, its good post on the topic of media print, we all be familiar with media is
a fantastic source of facts.
چهارشنبه 15 آبان 1392 12:54 ق.ظ
سلام افتاب عزیز با خوندن این مطلب قلبم گرفت دوست داشتم زار زار گریه کنم اما نتونستم متا سفم و تنها کاری که میتونم بکنم تسلیت گفتنه
شنبه 1 تیر 1392 08:22 ب.ظ
خدا بیامرزدش عزیزم.وایییی عزیــــزم چه قد باید واست سخت باشه...ببخشید الآن گذاشتما آخه قول داده بودم همه ی مطالبتو بخونم.
آفتاب
مرسی عزیزم...
چهارشنبه 22 خرداد 1392 08:57 ب.ظ
آفتااااااااااب خیلی قشنگ بود و خیلی غم انگیز ...
بهت تسلیت میگم ...
آفتاب
مرسی عزیز دلم :*
سه شنبه 21 خرداد 1392 05:01 ب.ظ
نه خوب نیستم،از صبح 3تا ژلوفن خوردم سرم داره میترکه....
چرا به من نگفته بودی آفتاب؟
آفتاب
ای بابا چرا با خودت اینجوری میکنی؟گفتی چرا چند وقته نیستی منم این پستو گذاشتم،داری باعث میشی حذفش کنما....
سه شنبه 21 خرداد 1392 04:50 ب.ظ
آفتاب هستی؟
آفتاب
بله هستم عزیزم،بهتره حالت؟
سه شنبه 21 خرداد 1392 04:33 ب.ظ
توخودبهترینی چون بهترینها نه ازیادمی روندونه دیگران راازیادمی برند
آفتاب
:******
سه شنبه 21 خرداد 1392 03:32 ب.ظ
راستی بهشت جایگاهش بادوپاكان همسایه اش توئم زیادناراحت نباش چون اونم ناراحت میشه ازغصت
آفتاب
مرسی گل من :*****
سه شنبه 21 خرداد 1392 03:30 ب.ظ
تاشقایق هست زندگی بایدكردوامروزچه شقایق های بسیاری خوشبوسربرآوردند...
آفتاب
انقد دوست دارم کامنت هات رو بخونم....
سه شنبه 21 خرداد 1392 03:29 ب.ظ
گفته بودم كه توهمان سلاله ی نوری كه ازقلمت ستاره می چكد. . .
آفتاب
تو خیلی لطف داری بم گل من :****
سه شنبه 21 خرداد 1392 03:03 ب.ظ
دارک مون جان خییییییییییییییییلی خوشحالم کردی با حظورت عزیزم
سه شنبه 21 خرداد 1392 02:57 ب.ظ
قابل تامل و .........................................زیباااااااااااااااکارت حرف نداره
آفتاب
ممنون عزییییییییییییییییزم
به پای شما که نمیرسم 100سال :********
سه شنبه 21 خرداد 1392 02:50 ب.ظ
خب چرا؟من قول میدم از اعتمادتون سوء استفاده نکنم
آفتاب
افروز جان لطفا این جور نظرات رو تو پست ثابت بذار
سه شنبه 21 خرداد 1392 02:46 ب.ظ
چرا؟متن های خیلی قشنگی دارم،میتونم برات بذارم
آفتاب
دوستم امکانش نیست،اگه دوست داری میتونی مطالبت رو تو پست ثابت بذاری تا به اسم خودت تو وبلاگ بذارم
سه شنبه 21 خرداد 1392 02:42 ب.ظ
خواهش میکنم آفتاب جان
خیلی زیبا مینویسی
میشه من هم نویسنده وبلاگت بشم؟
آفتاب
شما لطف داری عزیزم ولی متاسفانه امکانش وجود نداره
سه شنبه 21 خرداد 1392 02:37 ب.ظ
سلام.اولین باره که میام به وبلاگت،خیلی خیلی از نوشتنت خوشم اومد،اشک تو چشمام حلقه زد با خوندن این مطلب....امیدوارم از این به بعد همه چیز برات شاد و دلپذیر باشه دوست من
آفتاب
سلام،خوش اومدین دوست من!
خیلی خیلی ممنون که وقت ارزشمندت رو برای خوندن پست من گذاشتی افروز عزیز :*
سه شنبه 21 خرداد 1392 02:36 ب.ظ
آفتاب جونم باید سخت باشه....اما خیالم راحت باشه که قوی هستی؟
آفتاب
بله خیالت راحت آرتمیس عزیزم....کیارش همیشه تو قلب ما زنده س،خیلی خیلی ازت ممنونم که وقت گذاشتی و نوشته مو خوندی عزیزم :***
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نمایش نظرات 1 تا 30
 

کد آهنگ