تبلیغات

اسلایدر

دختر آذر - خیس مثل رویا

خیس مثل رویا

پنجشنبه 30 خرداد 1392 04:13 ب.ظنویسنده : آفتاب

 
روی ماسه ها نشستم،چه نسیم دل پذیری صورتمو نوازش میده،دلم میخواد ثانیه ها متوقف شن،بلند میشم،آروم آروم نزدیک دریا میشم،پاهام رو وارد خیسی بی نظیر آب دریا میکنم،صورتمو بالا میگیرم،چشمام رو میبندم،باد نوازشم میکنه،شال یشمی رنگم رو به رقص درمیاره،موهام که از هوای شرجی فر خوردن صورتم رو قلقلک میدن،باز میرم جلو،اجازه میدم گرمای خورشید سرمای قلبم رو از بین ببره،باز هم جلوتر،درسام رو چیکار کنم؟!....جلوتر،چرا مامان انقدر رو من حساسه؟چرا مدام فکر میکنه یه چیزی رو ازش پنهان کردم؟......بازم جلو تر.......دوستم بم تکست داده،بازم میخواد حرصم بده،مثل همیشه.......جلوتر،جلوتر.........باید زنگ بزنم آموزشگاه،باید ازشون بپرسم..........برو جلوتر،برو..........کلاس فرانسه تا کی وقت داره؟نکنه فرصت ثبت نامو از دست بدم؟............جلوتر،برو دیگه.......پول رو ریختم به حساب یا نه؟...........آب رسیده به کمرم،مانتوی سورمه ایم خیس آب شده،راستی از کجا میفهمم خیس شده؟خیس چه حسیه؟فکر کن....فکر کن......اصلا حسش نمیکنی......خیسی رو حس نمیکنی......خشکی رو حس نمیکنی.......درد رو حس نمیکنی......حس وجود نداره.......گرما وجود نداره........سرما چی؟......اونم وجود نداره.......پس چرا سردمه؟...............دروغه......احساس وجود نداره......عشق وجود نداره......نفرت وجود نداره............گفتی دوستت دارم.........دروغ گفتی......شوخی بود.......شوخیه...........آب تا سینه م بالا اومده........درسام چه اهمیتی داره؟!گور بابای درس..........مامانم بم گیر نمیده،نه نمیده،دوسم داره.....دوس داشتن دروغههههههههههههههه........دوستم تکست داده؟دوست احمق و کثافت محترمم؟!یه بانوی باهوش و زیبا،که از بالای یه ساختمون پرت میشه،بره به درک............آموزشگاه بره به درک.......کانون زبان با همه ی معلماش برن به درککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککک...........دیگه به زور دارم دست و پا میزنم،شنا میکنم،برمیگردم،خودمو خشک میکنم،از کلمن دستیم یه آب انار بیرون میارم،میدم دست مامانم،بش لبخند میزنم،حواسش به من نیست،گوشیمو بر میدارم،تو ساحل میشینم،برای دوستم اس ام اس میفرستم:هر طور میلته عزیییییییییییییییییییزم! :*
زنگ میزنم به آموزشگاه،ازشون معذرت خواهی میکنم،شماره حساب میگیرم تا در اسرع وقت پول رو واریز کنم،با کانون زبان تماس مسگسرم،در نهایت ادب ثبت نام موقت انجام میدم،از تو کیفم یه کتاب درسی در میارم،رو صندلیم ولو میشمو درس میخونم...........







آخرین ویرایش: پنجشنبه 30 خرداد 1392 04:35 ب.ظ

 
جمعه 24 شهریور 1396 12:29 ب.ظ
I got this web site from my buddy who told me about this web site and now this time I am visiting this web site and reading very
informative content at this time.
شنبه 14 مرداد 1396 06:48 ق.ظ
I simply couldn't depart your web site prior to suggesting that I extremely loved the standard information a person provide in your guests?
Is going to be back regularly to check out new posts
یکشنبه 20 فروردین 1396 07:23 ق.ظ
Greetings! I've been reading your blog for a long time now and finally
got the bravery to go ahead and give you
a shout out from Lubbock Texas! Just wanted to tell you keep up the excellent work!
جمعه 31 خرداد 1392 10:11 ب.ظ
خیلییییییییییییییی قشنگ بووووووووووووووود!
آفتاب
مرسییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی!
جمعه 31 خرداد 1392 03:58 ب.ظ
آره فهمیدم ! ولی در هر صورت خیلی قشنگ بود !
آفتاب
تو که عزیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییز منی! :*****
جمعه 31 خرداد 1392 03:49 ب.ظ
آره ، واقعا !
آفتاب
با یکم پیاز داغ حال و هوای خودم بود!حال و هوای چند روز پیشم
جمعه 31 خرداد 1392 03:40 ب.ظ
خیـــــــــلی قشنگ بود خیلی !
آفتاب
واقعا؟!!!!!!!!!!!!!!!
پنجشنبه 30 خرداد 1392 04:38 ب.ظ
واقعا لذت بردم،بدون تعارف میگم
آفتاب
ممنون
پنجشنبه 30 خرداد 1392 04:37 ب.ظ
یه جور نهیلیسم ناب تو این متنه که هرکسی درکش نمیکنه،بی نظیییییییییییییییییییر بود آفتاب
آفتاب
لطف داری آرش جان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

 

کد آهنگ